چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۴۶
مصاحبه مفصل با سید کمال حسینی پدر سید حسین حسینی

پدر پرسپولیسی گلر استقلال : به خاطر حسین خیلی از اقوام ما که پرسپولیسی سفت و سخت بودند حالا طرفدار استقلال هستند !

حضور حسین حسینی در برنامه ۹۰ و شرح حال روزگاری که سپری کرد تا حالا با درخشش در استقلال مزد زحماتش را بگیرد باعث شد تا سراغ پدر این گلر جوان آبی‌های پایتخت برویم‌.
۰
پدر پرسپولیسی گلر استقلال : به خاطر حسین خیلی از اقوام ما که پرسپولیسی سفت و سخت بودند حالا طرفدار استقلال هستند !
مردم‌نيوز : سیدکمال حسینی ، پدر دروازه‌بان استقلال از آرزوهایش میگوید‌. پدری که پرسپولیسی است اما به نظر پسرش احترام گذاشته و حالا خوشحال است که حسین در دروازه استقلال میدرخشد و امیدوار است در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه شماره یک تیم ملی را برتن کند‌.

مهمان این هفته برنامه ۹۰ پسر شما بود‌. برنامه را دیدید؟

    بله برنامه عالی بود ویکسری مسایل مطرح شد که شاید یک عده دلخور شده باشند‌.

دلخوری بابت چه مسایلی؟

    مثلا اینکه میخواست به پرسپولیس بیاید و من به او گفتم این کار را بکند و در نهایت به استقلال رفت‌.

حسین این ماجرا را تعریف کرد‌. دوست داریم از زبان شما هم بشنویم‌.

    روز آخر نقل و انتقالات بود که ما از شیراز به تهران رفتیم‌. زمانی که حسین از نیجریه آمده بود با آقای منصوریان قرارداد داخلی بسته بود‌. البته قبل از رفتن هم آقای رویانیان با من صحبت کرده بودند که حسین را به پرسپولیس ببرم‌. من هم گفتم اجازه بدهید جام جهانی تمام شود و بعد با هم صحبت میکنیم‌. وقتی به تهران برگشتیم به حسین گفتم به آقای منصوریان زنگ بزن و بگو که دارم به پرسپولیس میروم اما حسین گفت میخواهم به استقلال بروم‌. من هم با او به باشگاه استقلال رفتم تا شرایط را ببینیم و هرکدام بهتر بود با آنها قرارداد ببندیم‌. با آقای رویانیان هم صحبت کردم و گفتم شرایط و آپشن هایی که دارید به ما بگویید و حتی به ایشان گفتم حسین سرباز است که گفت مشکلی نیست و ما کار دانشگاه او را حل میکنیم تا برای ما بازی کند‌. شرایط پرسپولیس خوب بود اما همان موقع باشگاه استقلال اعلام کرد که حسینی به این تیم پیوسته است که آقای رویانیان تعجب کرد و گفت این مساله درست است یا نه؟ وقتی رفتیم باشگاه استقلال از امیرخان قلعه نویی پرسیدم که حسین دروازه‌بان چندم است ناراحت شدند‌. همانجا به حسین گفتم بر میگردیم پرسپولیس اما حسین اصرار داشت که به استقلال برود و معتقد بود تیم بهتری است و با اینکه پرسپولیس شرایط بهتری برای او فراهم کرده بود به استقلال برگشتیم‌.

این ماجرای ناراحتی و پاره کردن قرارداد باعث شد به پرسپولیس برگردید؟

    وقتی سوال کردم که دروازه‌بان چندم است و ناراحتی پیش آمد بلند شدیم برویم که امیرخان گفت در استقلال خیلی بزرگترها روی نیمکت نشسته اند و من گفتم دوست دارم بچه‌ام زمین بخورد و دلم نمیخواهد نیمکت‌نشین باشد و دوست دارم چیزی یاد بگیرد‌. امیرخان ناراحت شد و گفت قراردادشان را به ایشان بدهید که بروند که آقای امیری امضای قرارداد را درآورد و ما رفتیم‌. در راه آمدن به باشگاه پرسپولیس بودیم که منصوریان زنگ زد و گفت حسین این کار را با خودت نکن چون این طوری خراب میشوی‌. حسین هدفش استقلال بود و در بین دو راهی قرار گرفته بود‌. از یک سو میخواست دل من را به دست بیاورد و از سوی دیگر قلبش میگفت باید به استقلال بروی‌. در نهایت استقلال را انتخاب کرد و من هم کیفم را برداشتم و به سمت شیراز حرکت کردم و او به استقلال پیوست‌.

و همان ماجرای قهر شما با حسین..‌.

    (خنده) قهر نبود و فردای آن روز به او زنگ زدم چون مگر میشود یک پدر فرزند کم سن و سالش را در شهر غریب تنها بگذارد و حالی از او نپرسد..‌. آن موقع که حسین سر دوراهی بود به او گفتم گوشی موبایلت را خاموش کن تا یک تصمیم قاطع بگیری و آن لحظه تصمیم خودش را گرفت و لباس استقلال را برتن کرد‌. من آن موقع ناراحتی‌ام به خاطر این بود که پیش آقای رویانیان شرمنده شدم چون آدم بزرگی است و پیش خودم میگفتم این اتفاق زشت بود‌. به هرحال دیگر اختیار را به خودش دادم تا تصمیم بگیرد و فقط ناراحتی من از این بود و قهر ما زیاد نبود چون کدام پدر را دیدید که با پسرش قهر کند‌. حسین تقصیر نداشت و هر دو تیم بزرگ بودند و کار سختی بین انتخاب علاقه پدرش و تیم محبوبش داشت که در نهایت انتخاب خودش را کرد‌. من با هر دو پسرم رفیق هستم و حتی علیرضا که او هم دروازه بان است و در تیم برق بازی میکند هم چنین شرایطی برای انتخاب خواهد داشت.

پس در نهایت منصوریان بود که حسینی را به استقلال رساند‌.

    فکر میکنم آقای قلعه‌نویی به منصوریان یا آقای امیری زنگ زده بود که با حسین صحبت کنند که آنها زنگ زدند و در نهایت حسین را در مسیر باشگاه پرسپولیس به استقلال برگردانند‌.

حسین در صحبت هایش همیشه از سختی‌هایی میگوید که در استقلال تحمل کرد‌. روزهایی که از سرما با دستکش و جوراب میخوابید..‌. آن موقع این اتفاقات باعث نشده بود که به شما بگوید اشتباه کردم به حرف شما گوش نکردم و به پرسپولیس نرفتم‌.

    نه اصلا! به نظر من یک نفر اگر چیزی را آسان به دست بیاورد آن را هم آسان از دست خواهد داد‌. حسین الان عشق سختی هایی که کشید را میبرد‌. من هم به فرزندانم یاد داده ام که همه چیز با صبر و شکیبایی به دست میآید‌.

شما دوست داشید حسین بازی کند‌. وقتی نیمکت نشین شد به او نگفتید اگر پرسپولیس رفته بودی الان بازی میکردی و شرایط بهتری داشتی؟

    ممکن بود این اتفاق بیفتد اما وقتی با امیرخان صحبت کردم جمله قشنگی به من گفت‌. گفت من اگر آن حرف را زدم به خاطر این بود که ممکن بود به حسین بازی میدادم اما دو تا توپ اشتباه وارد دروازه اش میشد روحیه‌اش را از دست میداد و حسین خراب میشد‌. بعد از تصمیم حسین هیچ‌گاه او را بابت اتفاقاتی که برایش افتاد شماتت نکردم و همیشه به تصمیم او احترام گذاشتم‌.

وقتی حسین به استقلال آمد این روزها را برای او متصور بودید؟

    مثل روز برایم روشن بود که او موفق خواهد شد‌. از ۶، ۵ سالگی کار من در خانه این بود که او درون دروازه بایستد و من به او شوت بزنم و یکی، دو گل از من بخورد‌. وقتی حسین فوتبالش را آغاز کرد دوست داشتم هافبک باشد و عملکرد خوبی هم داشت‌. باور کنید عشق میکردم وقتی بازی او را میدیدم چون توپ گیری فوق‌العاده‌ای داشت‌. یک روز حسین به من گفت آقای راستی (مربی آن وقت پسرم) من را کار دارد‌. وقتی من رفتم به من گفت که میخواهم از حسین درون دروازه استفاده کنم و من هم همانجا به حرف آقای راستی اعتماد کردم‌. خدا را شکر این اعتماد جواب داد و حالا حسین با سختی هایی که کشید مزد آن را به بهترین شکل میگیرد‌. من چون عاشق فوتبال علی آقا پروین بودم همیشه آرزویم این بود که حسین یک هافبک مثل علی پروین باشد‌.

یک پدر پرسپولیسی و یک پسر استقلالی..‌. این یعنی بازار داغ کری خوانی..‌.

    من همیشه عاشق بازی خوب و جذاب هستم حالا این بازی از سوی هر تیمی که باشد‌. کری آنچنانی الان با حسین ندارم و همه کری‌هایم با او قبل از ستاره شدن در استقلال بود و از آن به بعد دیگر کری خوانی نداشتیم‌.

در دربی اولی که حسین درون دروازه بود چه حسی داشتید‌. قطعا بین زمین و هوا بودید چون قطعا دوست داشتید پرسپولیس ببرد و از سوی دیگر حسین درون دروازه بود که نمیخواستید گل بخورد‌.

    (خنده) عجب روزی بود ..‌. راستش را بخواهید اگر آن پنالتی نبود شک نداشتم حسین گل نخواهد خورد‌. وقتی هم که پنالتی شد مدام میگفتم حسین جان، بابا آن طرف بپر که برعکس پرید و پرسپولیس برنده شد‌. در دربی به خاطر حسین طرفدار استقلال بودم‌. جالب است بدانید که به خاطر حسین خیلی از اقوام ما که پرسپولیسی سفت و سخت بودند حالا طرفدار استقلال هستند تا از او حمایت کنند‌.

پسر شما توانست با عملکرد خوبش در استقلال یک رکورد از خودش به ثبت برساند‌. در آن موقع و در بازی با سایپا که او رکورد زد و هواداران در استادیوم یکصدا او را عقاب آسیا صدا کردند چه حسی داشتید‌.

    فقط خداست که میتواند یک نفر را به عرش برساند و همه جذابیت‌های فوتبال به هوادارانش است‌. آن هم در تیم‌های بزرگ استقلال و پرسپولیس که هواداران پرشوری دارد‌. من آن بازی را دیدم، حسین در آن مسابقه بینی اش آسیب دید و نتوانست عشق این رکوردزنی را ببرد و چه بسا اگر این اتفاق نمیافتاد آن گل را هم نمیخورد‌. وقتی حسین رکورد زد تمام صورتم اشک بود و از شادی گریه میکرد‌م هیچ لذتی برای یک پدر بالاتر از این نیست که موفقیت فرزندش را ببیند و آنجا به داشتن چنین پسری به خودم بالیدم که به خاطر عشقش و موفقیت استقلال سرش را جلوی توپ میگذارد‌. شک ندارم همه این اتفاقات خوب برای حسین به خاطر دل صاف و ساده ای است که دارد و حسین نان قلب صاف و پاکش را میخورد‌. باور کنید پیش بینی این روزها و این موفقیت ها را برای حسین میکردم.

این روزها رقابت سختی بین حسین حسینی و سیدمهدی رحمتی در استقلال برقرار است اما حسین هیچ‌گاه حرف تندی درباره این دروازه بان به میان نیاورده و همیشه با احترام در مورد او حرف زده است‌. نظر شما درباره این رقابت چیست و آیا این مساله به شرایط روحی و روانی حسین آسیب نمیزند‌؟

    سیدمهدی رحمتی دروازه بان بزرگی است و خوشحالم حسین احترام او را نگه میدارد‌. من همیشه به هر دو پسرم گفتم که یک درخت میوه هرچه پربارتر باشد سربه زیر تر میشود و شما هم در زندگی باید اینگونه باشید‌. خوشحالم حسین این مساله را آویزه گوش خودش کرده و احترام بزرگتر خودش را حفظ میکند‌.

گفتید یک پسر دیگر دارید که در تیم برق شیراز بازی میکند و او هم دروازه بان است‌. این پسر شما لابد به خاطر حسین استقلالی است؟

    (خنده) بله..‌. علیرضا هم استقلالی است و شک ندارم یک روز او هم یکی از گلرهای خوب ایران خواهد شد‌.

یعنی فکر میکنید یک روز جای حسین را در استقلال بگیرد؟

    اجازه بدهید یک مساله خنده‌دار را برای شما تعریف کنم‌. وقتی حسین دروازه‌بان شد و به استقلال رفت دوست داشتم علیرضا هم به پرسپولیس برود و یک روز این دو مقابل هم قرار بگیرند و همیشه خدا خدا میکردم این اتفاق بیفتد و هر دو در آن مسابقه بدرخشند‌. با این حال علیرضا هم استقلالی است و من هم به نظر هر دو پسرم احترام میگذارم‌.

به نظر شما اگر حسین در پرسپولیس بود زودتر نمیتوانست به تیم ملی برسد‌؟

    ببینید، حسین در استقلال کنار یک دروازه بان خوب به نام رحمتی کار کرد و از سوی دیگر یک مربی با دانش مثل آقای بابازاده را داشت و خیلی چیزها از او یاد گرفت‌. شاید آن موقع اگر به پرسپولیس میرفت یک چنین مربی ای نداشت و این مسایل غیرقابل پیش بینی است‌. با این حال از وقتی که کار را شروع کرد همه دعای ما شب و روز این بود که حسین به تیم ملی برسد و شماره یک تیم ملی باشد‌. حالا هم امیدوارم در جام جهانی شماره یک تیم ملی باشد و این آرزوی شبانه روزی همه ماست.
کد مطلب: 50584
مرجع : روزنامه گل
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

چند رسانه ای