چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۲۰

چرا مشركان عصر جاهليت توقع داشتند قرآن بر يكي از اشراف نازل شود؟

۰
چرا مشركان عصر جاهليت توقع داشتند قرآن بر يكي از اشراف نازل شود؟
مردم‌نيوز:

سوره زخرف، آيات 31 و 32: «وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ * أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»؛ [و گفتند چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از اين دو شهر نازل نشده است؟! * آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مى ‏كنند؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميان آنان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را تسخير و با هم تعاون كنند، و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع آورى مى‏ كنند بهتر است.]
 

در جوامع مادى و مكتب هاى ماده‏ گرا، غالبا اين توهم پيش مى ‏آيد كه فقر و ثروت دليل ذلت و عزت است، به همين دليل مى ‏بينيم مشركان عصر جاهليت از يتيم بودن و يا تهيدستى پيامبر اسلام (ص) تعجب مى ‏كردند و مى‏ گفتند چرا اين قرآن بر يكى از ثروتمندان مكه و طائف نازل نشده؟ «لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ»‏. منظور از «قريتين»، مكه و طائف است و مقصود از «عظمت»- به طورى كه از سياق آيات 31 تا 35 برمى ‏آيد -عظمت از حيث مال و جاه است، چون در نظر افراد مادى و دنياپرست ملاك عظمت و شرافت و علو مقام همين چيزها است.‏

آنها از يك نظر حق داشتند سراغ چنين بهانه ‏هايى بروند، زيرا از ديدگاه آنها معيار ارزش انسانها مال و ثروت و مقام ظاهرى و شهرت آنان بود، اينان تصور مى ‏كردند ثروتمندان و شيوخ ظالم قبائل آنها مقرب ‏ترين مردم در درگاه خدا هستند، لذا تعجب مى ‏كردند كه اين موهبت نبوت و رحمت بزرگ الهى، چرا بر يكى از اين افراد نازل نشده، بلكه به عكس بر يتيم و فقير و تهيدستى به نام محمد (ص) نازل شده؟! اين روش بر ايشان سخت مي آمد و برايشان باور كردنى نبود! بلي، آن نظام ارزشى نادرست، چنين استنباطى هم به دنبال دارد. بلاى بزرگ جوامع بشرى و عامل اصلى انحراف فكرى آنها، همين نظامات ارزشى غلط است كه گاه حقايق را كاملا واژگون نشان مى‏ دهد.

 

 نه فقر دليل ذلت است و نه ثروت دليل عزت

اختيار ارزاق و معيشت ‏ها، صرفا به دست انسان نيست، اراده و عمل انسانها در به دست آوردن رزق يكى از صدها شرائط آن است و بقيه شرائط در دست آدمى نيست و از انواع رزق آنچه مطلوب هر كسى است وقتى به دست مى ‏آيد كه همه آن شرائط دست به دست هم دهند و اجتماع اين شرائط به دست خدايى است كه تمامى شرائط و اسباب به او منتهى مى ‏شود.

 لذا مشاهده مي شود افراد در دارايى و فقر، و عافيت و صحت، و اولاد و ساير چيزهايى كه رزق شمرده مى ‏شود، مختلف هستند؛ با اينكه هر فردي از افراد بشر كه در نظر گرفته شود، آرزويش دست يافتن به بي نهايت ثروتها و ارزاق است؛ يعني آن نقطه اي كه سايرين تصوري از آن ندارند. اما در عمل هيچ يك از افراد به آن نقطه دست نمى‏ يازند و به همه آنچه كه آرزومندند و آنچه كه دوست دارند نائل نمى ‏شوند. و ما از همين امور پي مي بريم كه ارزاق صرفا به دست انسان نيست، چون اگر مى ‏بود هيچ فرد فقير و محتاجى در هيچ يك از مصاديق رزق يافت نمى ‏شد، بلكه هيچ دو نفرى در داشتن ارزاق، مختلف و متفاوت نمى ‏شدند. بنابراين اختلافى كه در آنان مى ‏بينيم روشن‏ ترين دليل است بر اينكه رزق دنيا به وسيله مشيتى از خدا در بين خلق تقسيم شده، نه به مشيت انسان.

اگر خداى تعالى از زينت زندگى دنيا كه فتنه و آزمايشى مهم است به كسى مى ‏دهد، براى همين است كه افراد خبيث از افراد طيب جدا شوند. آرى اين خداى سبحان است كه ميان آدمى و زينت زندگى دنيا اين جذبه و كشش را قرار داده تا او را امتحان كند و آن بى چاره خيال مى ‏كند كه با داشتن اين زينت ‏ها نيازي به خدا نداشته، منقطع از خدا و مستقل به نفس است و هر چه اثر و خاصيت هست در همين زينت هاى دنيوى و اسباب ظاهرى است كه برايش مسخر شده.

علاوه بر اينكه اين ايراد نسبت به پيامبر(ص) و مساله نبوت، اساسا در حوزه اختيارات ايشان نبود و جمله‏ "نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا" دليل اين انكار را بيان مى ‏كند و مى ‏فرمايد اينكه گفتيم اينها اختياردار مساله نبوت نيستند تا به تقسيم آن بپردازند، براى اين است كه از تقسيم چيزى كه به مراتب از نبوت پايين ‏تر است عاجزند و آن معيشت زندگى دنياى ناچيزشان است كه ما در بينشان تقسيم كرده ‏ايم؛ آن وقت چگونه مى‏ خواهند چيزى را تقسيم كنند كه بسيار ارجمندتر و داراى قدر و منزلت بيشتر است؟!
 

منبع:

برگرفته از تفسير نمونه، ج 21، ذيل آيات 31 و 32 سوره زخرف. تفسير الميزان، ج 18، همان.

 
کد مطلب: 72451
مرجع : انوار طاها
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

چند رسانه ای