پایگاه خبری مردم نيوز - آخرين عناوين سياست :: نسخه کامل http://www.mardom-news.com/political Mon, 16 Sep 2019 10:55:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری مردم نيوز http://www.mardom-news.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری مردم نيوز آزاد است. Mon, 16 Sep 2019 10:55:56 GMT سياست 60 به زیر کشیده‌شدن سبز اموی و پرچم سیاه داعش شما را افسرده کرد http://www.mardom-news.com/news/110269/زیر-کشیده-شدن-سبز-اموی-پرچم-سیاه-داعش-افسرده مردم نیوز: روزنامه «کیهان» در ویژه‌های خود نوشت: روزنامه همدلی که به گروهک نهضت آزادی و برخی اصلاح‌طلبان تندرو نزدیک است، در یادداشتی با عنوان «آیا رنگ تشیع سیاه است» نوشت: «از نظر روانشناسی رنگ‌ها، رنگ مشکی حزن و اندوه و افسردگی ایجاد می‌کند و می‌تواند باعث حالت تهوع شود. به‌همین خاطر است که در هواپیما از رنگ سیاه هیچ استفاده‌ای نمی‌شود. رنگ سیاه، نماد ظلمت است، شادی و انبساط خاطر را از بین می‌برد و زمینه خودکشی در افرادی که در بحران‌اند، افزایش می‌دهد. این رنگ آثار روانی مخربی دارد. در یک پژوهش نشان داده شده هنگامی که یک پل که رنگش سیاه بود و خودکشی‌های بسیار روی آن انجام می‌گرفت را به رنگ سبز تغییر دادند، آمار خودکشی بر روی آن به میزان قابل‌توجهی کاهش یافت.» این روزنامه می‌افزاید: «تزریق این همه سیاهی به جان فضای عمومی و طبل‌کوبی‌های گوشخراش و آلودگی‌های صوتی و سوءاستفاده از نام حسین بزرگ برای مقاصد دنیوی مبتذل، انحراف از پیام بیدارکننده و عزت‌بخش عاشوراست... موافقان سیاه‌پوشی می‌گویند: مخالفان سیاه‌پوشی همان وهابیون سعودی هستند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً این خود وهابیون هستند که رنگ سیاه را برای خود برگزیده‌اند. گروه‌هایی مثل طالبان و داعش و جبهه النصره که ریشه وهابی دارند، در رنگ سیاه غوطه می‌خورند و حتی پرچم داعش سیاه است... سیاه‌پوش کردن فضای عمومی بدعتی مخرب در دین است». یادآور می‌شود طیف‌های همسو با گروهک‌ها در فضای مجازی، با آغاز محرم، تبلیغات پرحجمی را برای تشکیک و شبهه‌افکنی عقبه عزاداری سالار شهیدان(ع)، توزیع غذای نذری بین مردم و... آغاز کردند که نشان می‌دهد این حرکت، سازمان‌یافته است. بازی روزنامه زنجیره‌ای با رنگ‌ها و تخطئه رنگ سیاه و ترویج رنگ سبز در حالی است که فتنه‌گران در سال ۸۸، رنگ سبز را هم سرپوش نفاق و آشوب‌افکنی خود کردند و هرچند در آغاز شعار یاحسین میرحسین می‌دادند، اما ۸ ماه بعد در ایستگاه روز عاشورا، علنا علیه مساجد و هیئت‌ها و تکیه‌های مربوط به عزاداری حضرت سیدالشهدا بی‌حرمتی کردند و آنها را به آتش کشیدند. در این روز برخی عناصر بهایی و وابسته به سازمان منافقین تحرک سازمان یافته داشتند و انتظار می‌رفت سران فتنه (موسوی و خاتمی و کروبی) از این عمل ضدانقلاب اعلام برائت و بیزاری کنند اما پس از آن تاریخ هم سران فتنه، از فتنه سبز اموی حمایت کردند و موسوی حرمت‌شکنان وحشی روز عاشورا را مردان خداجو توصیف کرد. بعدها رادیو فردا در یادداشتی به قلم یکی از مدعیان فراست اصلاح‌طلبی خاطرنشان کرد که آنچه سد راه  جنبش (فتنه) سبز و موجب شکست آن شد، نه جمهوری اسلامی بلکه اسلامگرایی و تدین مردم بود. عجیب اینکه چند سال و پس از فتنه‌انگیزی داعش و النصره در سوریه، دست اندرکاران فتنه سبز، از جنگ نیابتی تروریست‌ها (که پرچم سیاه هم بر دست داشتند) حمایت کردند و آن روز نسبت به آن سیاهی اعتراض نکردند. ]]> سياست Mon, 16 Sep 2019 04:57:37 GMT http://www.mardom-news.com/news/110269/زیر-کشیده-شدن-سبز-اموی-پرچم-سیاه-داعش-افسرده دختری با حافظه دو ساعته! http://www.mardom-news.com/news/110263/دختری-حافظه-دو-ساعته مردم نیوز: طی سه ماه گذشته، یک دختر نوجوان به نام رایلی هورنر در ایلینویز امریکا، هر روز صبح از خواب بیدار می‌شود و فکر می‌کند که ۱۱ ژوئن است. مشکلات رایلی از آنجا شروع شد که سرش به طور تصادفی به سر یک نوجوان دیگر برخورد کرد، آن هم در یک مهمانی خیلی شلوغ. پس از این برخورد او را به بیمارستان منتقل کردند، اما پزشکان فقط آن را یک ضربه نه چندان مهم تشخیص داده و او را با عصا به خانه فرستادند.  آزمایشات نشان داد که هیچ خونریزی مغزی، تومور یا هر چیز دیگری که غیر عادی باشد، وجود ندارد. اما خانواده رایلی خیلی زود متوجه شدند که مشکلی در او رخ داده است. ریلی نمی‌توانست خاطرات جدید را به یاد بیاورد و جدا از این موضوع، حافظه‌اش به طور مداوم هر دو ساعت یکبار به قبل برمی‌گردد، البته این دختر نوجوان در سه ماه گذشته نیز ده ها مورد تشنج را تجربه کرده است. رایلی به خبرگزاری WQAD  گفته است: «مردم هرگز متوجه نمی‌شوند شرایط زندگی من به چه شکل شده است، درست مانند فیلم شده و مثلا من از این مصاحبه هرگز خاطره‌ای را به یاد نخواهم آورد. من تقویم روی دیوار را نگاه می‌کنم که سپتامبر را نشان می‌دهد، اما بیشتر گیج می‌شوم و برای همین سع یم‌کنم به این موضوع فکر نکنم اما باز هم نمی‌توانم.» علائم رایلی پزشکان را به اشتباه انداخته است، آن‌ها حتی نمی‌توانند مشکل او را تشخیص دهند که بتوانند برای رفع آن کاری انجام دهند. مادر این دختر نوجوان گفت که در ابتدا پزشکان به آنها گفتند که با گذشت زمان ممکن است حافظه‌اش برگردد و حالش بهتر شود، اما تا امروز سه ماه طول کشیده و وضعیت دخترشان بهتر نشده است. اکنون آنها می‌گویند که او ممکن است تا همیشه همینطور بماند که البته این چیزی است که مادر رایلی نمی‌تواند بپذیرد. این دختر جوان برای مقابله با شرایط خود بسیار تلاش کرده، اما حتی ساده‌ترین چیزها هم در چنین شرایطی واقعا دشوار است. حالا او همیشه در مدرسه یادداشت‌های مفصلی را با خود به همراه دارد، بنابراین وقتی حافظه‌اش هر دو ساعت یک‌بار پاک می‌شود، می‌تواند به یادداشت‌ها مراجعه کند. رایلی همه اتفاق‌ها از ۱۱ ژوئن به بعد را فراموش کرده، او حتی مرگ غم‌اگیز دایی‌اش را یبه یاد نمی‌آورد. خانواده رایلی برای او خیلی نگران هستند، اینکه دخترشان نمی‌تواند یک زندگی معمولی داشته باشد، نه می‌تواند درس بخواند و نه حتی می‌تواند شغلی برای خودش داشته باشد. منبع: مهر ]]> سياست Mon, 16 Sep 2019 04:35:24 GMT http://www.mardom-news.com/news/110263/دختری-حافظه-دو-ساعته نوبت به محاکمه دانه‌درشت‌ها که رسید جیغ بنفش بلند شد! http://www.mardom-news.com/news/110262/نوبت-محاکمه-دانه-درشت-ها-رسید-جیغ-بنفش-بلند مردم نیوز: بعد از حاشیه‌های جلسه دو روز پیش شورای هماهنگی اقتصادی و اعتراض روحانی به رئیسی در مورد مبارزه با فساد، روز گذشته مدعیان اصلاحات از فراکسیون امید تا محکومین فتنه ۸۸ و نهضت آزادی در بیانیه‌هایی جداگانه که حاکی از زنجیره‌ای از فشار علیه قوه قضائیه است، آیت‌الله رئیسی و دستگاه قضا را آماج تهمت و نیرنگ خود قرار دادند. دور جدید فشارها  علیه قوه قضائیه بعد از ناراحتی مدعیان اصلاحات از اقدامات قاطعانه قوه قضائیه در مبارزه با مفاسد اقتصادی، غائله دخترآبی و صدور احکام پرونده شرکت هفت‌تپه، بهانه‌ای شد تا دور جدیدی از فشارها علیه قوه قضائیه آغاز شود. ۱. در جلسه شورای هماهنگی اقتصادی که روز شنبه با حضور سران قوا برگزار شد، برخی افراد از جمله رئیس‌جمهور نسبت به روند دادگاه‌های مفاسد اقتصادی به رئیس قوه قضائیه انتقاد کردند که با واکنش آیت‌الله رئیسی و حجت‌الاسلام اژه‌ای معاون اول دستگاه قضا مواجه شدند. رئیس‌جمهور معتقد است که با مفاسد اقتصادی برخورد جناحی شده است. به گزارش فارس، در این جلسه آیت‌الله رئیسی ضمن توضیحاتی در رد این ادعا از دولتمردان و آقای روحانی خواسته است که هر پرونده‌ای که دولت مدعی است با آن برخورد جناحی شده، اعلام نماید تا مورد رسیدگی قرار گرفته و در انتها نتیجه نیز به اطلاع مردم برسد. ۲. بعد از این جلسه و در واکنش به برنامه «بدون توقف» شبکه ۳ سیما، روابط عمومی ریاست جمهوری در روز شنبه با ادعای مطرح شدن مطالب کذب در این برنامه طی اطلاعیه‌ای در بخشی از آن با القای اینکه دادگاه‌های ویژه رسیدگی به مفاسد اقتصادی ایراد حقوقی داشته و رهبری آن را تأیید کرده، نوشت: «گفته شد که در این شورا طرح دادگاه‌های جدید علیه اخلال اقتصادی بدون در نظر گرفتن قوانین مربوط به آیین دادرسی به رهبری پیشنهاد داده شد و ایشان موافقت کردند، که این هم کاملاًً برخلاف واقع است. رئیس قوه قضائیه وقت طرحی را در جلسه مطرح کردند که ایرادهای فراوانی به آن طرح در همان جلسه مطرح شد. پس از آن جلسه، رئیس قوه قضائیه وقت، طرحشان را مستقیم برای رهبری فرستادند و معظم‌له نیز تأیید کردند.» ۳. روز گذشته (یک‌شنبه) نیز محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس از نامه فراکسیون امید به رئیس قوه قضائیه خبر داد و در حساب توییتری خود نوشت: «در دیدار اینجانب و تعدادی از اعضای فراکسیون امید و رئیس شورای عالی استان‌ها با سخنگوی قوه قضائیه نامه رئیس و جمعی از اعضای فراکسیون امید خطاب به رئیس قوه قضائیه مبنی بر ضرورت اصلاح رویکرد دستگاه قضا نسبت به خبرنگاران و اصحاب رسانه را تحویل ایشان دادم.» ۴. همچنین گروهک منحل شده نهضت آزادی روز گذشته به بهانه خودسوزی سحر خدایاری در بیانیه‌ای به سیاه‌نمایی، وارونه‌نمایی و اتهام‌زنی علیه قوه قضائیه پرداخت. ۵. از طرفی بیش از ۱۲۰ نفر از فعالان مدنی مدعی اصلاح‌طلبی طی نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار اصلاح ساختار و سازوکار قضایی این دستگاه شدند! ۶. گفتنی است که جمعی از فعالان سیاسی و مدنی مدعی که اغلب آنان جزو محکومین فتنه ۸۸ بودند روز جمعه در راستای عملیات روانی و تبلیغی و مخدوش‌سازی علیه قوه قضائیه، تحت عنوان آنچه آن را «اعتراض به احکام سنگین قضایی و پیشنهادهایی برای اصلاح ساختار دستگاه قضا» خواندند، بیانیه‌ای منتشر کردند. موارد فوق که به مذاق رسانه‌ها و عناصر ضدانقلاب و اپوزیسیون خوش آمده است، تنها در سه روز گذشته اتفاق افتاده و صدالبته باید اقدامات و انتقادات مدعیان اصلاحات علیه قوه قضائیه در هفته‌های اخیر را به آن اضافه کرد؛ از بهره‌برداری‌های سیاسی در مورد دعوای ساختگی دو رئیس پیشین قوه قضائیه تا اتهام‌زنی علیه مدیرمسئول کیهان در ذوالقرنین خواندن آیت‌الله رئیسی و در نهایت در موضوع دختر آبی. اینکه رئیس‌جمهور و برخی مدعیان اصلاحات، برخورد با مفاسد اقتصادی را سیاسی می‌دانند و روز بعد روابط عمومی ریاست جمهوری در اطلاعیه‌ای عنوان می‌کند که دادگاه‌های ویژه رسیدگی به مفاسد اقتصادی، ایرادات فراوانی دارد، ناظر به پرونده‌هایی است که در آن، مقامات قضایی برخی از دولتمردان را به پای میز محاکمه کشانده است. همچنین برخی کارشناسان و تحلیلگران معتقدند که سنگ‌اندازی دولت و مدعیان اصلاحات در راه مبارزه با مفاسد اقتصادی به دلیل نوع عملکرد قضا در پرونده برخی چهره‌های سیاسی مانند حسین فریدون (برادر رئیس‌جمهور)، شبنم نعمت‌زاده (دختر وزیر سابق صمت) و ‌هادی رضوی (داماد وزیر کار، رفاه و تأمین اجتماعی) و دادگاه‌های مانند بانک سرمایه (زیر نظر صندوق ذخیره ارزی و وزارت علوم) با ۴۰۰ متهم! و... بوده است. روشن است برخی از نزدیکان دولت و کسانی‌که در مظان اتهام قرار دارند و طی این سال‌ها با رانت و لابی، بیت‌المال را به تاراج برده‌اند از برخوردهای قاطعانه قوه قضائیه در امان نباشند و به دلیل ‌ترس از محاکمه و به زیر کشیده شدن از سریر قدرت، با قاضی مجادله و منازعه کنند. فشار و چوب لای چرخ قوه قضائیه گذاشتن از سوی برخی دولتی‌ها و مدعیان اصلاحات در حالی است که روحانی بارها بر مسئله مبارزه با فساد و شفافیت تأکید کرده و گفته است «باید با فساد مبارزه و ملاحظه هیچ‌کس را نکنیم» و «هیچ خط قرمزی برای مبارزه با فساد ندارم»! منبع: کیهان ]]> سياست Mon, 16 Sep 2019 04:31:53 GMT http://www.mardom-news.com/news/110262/نوبت-محاکمه-دانه-درشت-ها-رسید-جیغ-بنفش-بلند تورم و بیکاری را سر سفره کارگران گذاشتند حالا مرثیه عدالت سر می‌دهند http://www.mardom-news.com/news/110261/تورم-بیکاری-سر-سفره-کارگران-گذاشتند-حالا-مرثیه-عدالت-می-دهند مردم نیوز: روزنامه «کیهان» در ویژه های خود نوشت: در بیانیه این حزب که در روزنامه سازندگی منتشر شد، ضمن ادعای حمایت از چند کارگر هفت‌تپه که حکم اولیه برای آنها صادر شده بود و دستور بررسی مجدد داده شد، آمده است: صدور احکام حبس برای تعدادی از کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه به واکنش‌های اجتماعی منتقدانه‌ای انجامیده است که با توجه به حساسیت‌های اجتماعی و امنیتی به‌خصوص در استان خوزستان و جامعه کارگری کشور باید هوشمندانه و به دور از هیجان‌زدگی با آن برخورد کرد. به نظر ما رویکرد صرفا امنیتی و قضایی از یک سو و رویکرد صرفاً اجتماعی و حقوق بشری در دیگر سو برای فهم این چالش‌ها کافی نیست و باید راهبردی سیاسی و اقتصادی از موضع ملی را در برابر این مسائل در پیش گرفت... مشکلات کارگری حل نمی‌شود مگر آنکه مشکلات کارآفرینی حل شود. بدون کارآفرینان مستقل از دولت و حاکمیت و سرمایه‌گذاران ملی، امکان حل بحران‌های اقصادی و اجتماعی وجود ندارد. تا کارآفرین نباشد، کارگر نیست و تا کارگر در رفاه نباشد، کارآفرین در آسایش نیست. ایراد پرونده اخیر در اصل خصوصی‌سازی نیست، بلکه در عدم رعایت قواعد خصوصی‌سازی و در فقدان آزادسازی اقتصادی است. ما بارها گفته‌ایم خصوصی‌سازی قبل از آزادسازی به اختصاصی‌سازی و رانت‌خواری می‌انجامد. ما به عنوان یک حزب مدافع کارآفرینان، از حقوق کارگران دفاع می‌کنیم و دفاع از حقوق کارگران را به جای شعارهای سیاسی و عوام‌فریبی‌های مارکسیستی در حمایت از کار و تولید می‌دانیم که راه عدالت از توسعه می‌گذرد. برطرف کردن موانع سیاسی داخلی و خارجی توسعه به خصوص تأمین امنیت سرمایه‌گذاری ملی و بین‌المللی سبب خواهد شد به جای کاسبان بحران‌های کارگری، کارگران و کارآفرینان شریف و میهن‌دوست چرخ تولید و توسعه کشور را بچرخانند و مانع تشدید تضادهای اجتماعی شوند. ما به عنوان حزبی مدافع توسعه و عدالت آماده‌ایم همه استعداد ملی و محلی خود در کارگزاران سازندگی ایران را در خدمت تبدیل این تضاد اجتماعی به یک تعامل مدنی میان «مرکز- پیرامون»، «حاکمیت - اپوزیسیون» و از همه مهم‌تر، «کارآفرین- کارگر» تبدیل کنیم. راه روشن است: برای رسیدن به عدالت راهی جز توسعه وجود ندارد. ژست جانبداری از حقوق کارگران توسط حزب اشرافی کارگزاران در حالی است که برخی سران این حزب در ماجرای واگذاری و تعطیلی کارخانه رشت الکتریک همچنان مورد اعتراض خانواده‌های کارگری قرار دارند. از سوی دیگر مدیریت اشرافی و تبعیض آفرین همین حزب در دولت سازندگی موجب رکورد تورم ۴۹ درصدی و برخی اعتراضات حاشیه‌نشین‌ها در اسلامشهر و مشهد و... شد. همچنان که دولت ائتلافی فعلی که کارگزاران بخشی از آن است رکورد تورم ۴۲ درصدی را برجای گذاشته و واگذاری پرمسئله کشت و صنعت مغان، نیشکر هفت تپه، پالایشگاه کرمانشاه، ماشین‌سازی تبریز، هپکوی اراک و آلومینیوم المهدی میراث همین مدیریت در چند سال اخیر بوده و به اعتراضات کارگری دامن زده است. بنابراین از زبان کارگران باید به این حزب اشرافی گفت ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان! در واقع همین مدیریت موجب ایجاد بحران در کارخانه‌هایی مثل نیشکر هفت تپه شد اما حال متهمان ماجرا، قیافه مدعی وکیل مدافعی برای کارگران گرفته‌اند و تازه می‌خواهند بین اپوزیسیون و حاکمیت و کارگر و کارفرما و... را هم آشتی بدهند!! ]]> سياست Mon, 16 Sep 2019 04:30:28 GMT http://www.mardom-news.com/news/110261/تورم-بیکاری-سر-سفره-کارگران-گذاشتند-حالا-مرثیه-عدالت-می-دهند چه کسی سحر خدایاری را کشت؟ http://www.mardom-news.com/news/110223/کسی-سحر-خدایاری-کشت مردم نیوز: یازدهم شهریور جاری«سحر خدایاری» دختر ۳۰ ساله‌ای که به گفته پدرش از مدت‌ها قبل دچار مشکلات روحی و روانی شده بود و دارو مصرف می‌کرد در مقابل دادگاه دست به خودسوزی زد و پس از یک هفته جان خود را از دست داد. ماجرا از این قرار بود که این دختر اسفندماه سال قبل در هنگام تلاش برای ورود به استادیوم آزادی با لباس مردانه و تماشای مسابقه فوتبال توسط پلیس شناسایی و دستگیر و به اتهام جریحه‌دارکردن عفت عمومی و توهین به مأموران برای وی پرونده قضایی تشکیل می‌شود. وی تا یازدهم شهریور یعنی روز خودسوزی نیز آزاد بوده است. اما از همان ابتدای ماجرا و در حالی که این دختر جوان بر روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد، یک جریان مشکوک که در بین آنها رسانه‌ها، برخی نمایندگان مجلس، چهره‌های ورزشی و هنری یا اصطلاحاً سلبریتی‌ها بیشتر به چشم می‌خوردند در اقدامی حساب شده به دنبال بهره‌برداری از این موضوع بود. با جان باختن «سحر» این افراد و جریان ضریب بیشتری به روایت خود از ماجرا دادند. اما خیلی زود با روشنگری رسانه‌ها و اظهارات خانواده این دختر جوان معلوم شد که روایت پمپاژ شده توسط این افراد با واقعیت تفاوت زیادی دارد. دروغ محکومیت ۶ ماهه مهم‌ترین موضوعی که به دروغ توسط آنها برجسته و مطرح می‌شد «محکومیت مرحومه سحرخدایاری به ۶ ماه حبس به علت تلاش برای ورود به ورزشگاه» بود، موضوعی که هم در توضیحات قوه قضائیه و هم در صحبت‌های پدر سحر کذب بودن آن به صراحت اعلام شده بود. پدر این دختر در گفت‌وگو با کیهان اعلام کرد: «اساسا هیچ احضاریه و حکمی برای دخترم صادر نشده بود و وی روز حادثه، خود برای پیگیری پرونده اسفندماه به دادگاه مراجعه کرده بود.» مرکز رسانه قوه قضائیه نیز پس از خودسوزی این دختر اعلام کرد: «تاکنون برای این فرد دادگاهی برگزار نشده و فرد مورد اشاره حکم محکومیت ندارد.» اقدام عجیب یک رسانه از جمله این دروغ پردازی‌ها انتشار خبر خودسوزی سحر خدایاری به علت محکومیت به ۶ ماه حبس در سایت «خبرآنلاین» بود. پس از اینکه این خبر دروغ مورد استناد فرصت‌طلبان و رسانه‌های معاند قرار گرفت و بسیاری از مردم را نیز به اشتباه ‌انداخت و بهتر بگوییم وقتی نیاز به پمپاژ یک خبر دروغ برطرف شد، این رسانه خبر قبلی را اصلاح کرد و بخش محکومیت به ۶ ماه حبس را از آن حذف کرد بدون آنکه عذرخواهی کند. باز هم ورود آقای نماینده به هر ماجرا مورد دیگر اینکه فردی همچون علی مطهری نیز که داعیه نمایندگی مردم و پافشاری به صداقت دارد در توئیت خود دروغ خودسوزی این دختر به علت محکومیت به ۶ ماه حبس را تکرار کرد. وی پس از آنکه متوجه گاف خود شد بدون اشاره به بهره‌برداری‌های مسمومی که از خبر کذب روایت شده توسط وی در داخل و خارج از کشور شد، روایت نادرست دیگری را بیان کرد که در مراجعه این دختر به دادگاه شخصی به وی گفته است که پرونده می‌تواند ۶ ماه حبس داشته باشد! بدون اینکه توضیح دهد این شخص کیست و صحت روایتش از کجاست؟ این نماینده مدعی که در این ماجرا افرادی همچون فرح پهلوی را همنوا با دروغ خود می‌دید، نگفت آیا این ادعا نیز مانند ادعای دروغ قبلی است؟ نماینده‌ای با رویای قیام مردمی از سوی دیگر پروانه سلحشوری که به عنوان یک نماینده پرحاشیه و معلوم‌السطح شناخته می‌شود با دامن‌زدن‌های خیالبافانه به ماجرای این دختر در گفت‌وگویی از اینکه مردم در ایران پس از خودسوزی سحر همچون خودسوزی سبزی‌فروش تونسی در بهار عربی قیام نمی‌کنند ابراز تعجب و تاسف کرد بدون اینکه بگوید آیا فراخوان قیام عمومی توسط یک نماینده امنیت ملی را تهدید نمی‌کند؟ با این شرایط آیا نباید در صلاحیت این نمایندگان مجلسی که در خوشبینانه‌ترین حالت نمی‌داند اظهارات دروغ و تهمت‌زدن‌هایش به دستگاه قضا و نظام می‌تواند برای کشور هزینه‌آفرین و خدمت به دشمن باشد شک کرد؟ سلبریتی‌های... در بین ورزشکاران و هنرمندان نیز برخی چهره‌ها یک بار دیگر کم‌اطلاعی خود را به نمایش گذاشتند. برخی فوتبالی‌ها با بازنشر خبر جعلی محکومیت سحر به زندان به علت علاقه به حضور در ورزشگاه دست به خودنمایی زدند.  برخی چهره‌های به اصطلاح هنری نیز از قافله دروغ‌پراکنی جانماندند. صبا کمالی که اصولا در بین اهالی سینما و تلویزیون جایگاه خاصی ندارد به بهانه مرگ سحرخدایاری در صفحه مجازی خودگستاخی و پرده‌دری را تا جایی رساند که دست به توهین به مقدساتی همچونی عزاداری، شخصیت سیدالشهدا(ع) و شهدای کربلا زد. البته وی پس از اعتراضات گسترده مردم مومن و انتشار گمانه‌زنی‌هایی درباره برخورد قضایی فهمید چه غلط بزرگی کرده است و با حذف پست توهین‌آمیز خود سعی کرد ماجرا را توجیه کند اما نشان داد در این زمینه نیز هنری ندارد. احسان کرمی نیز که به علت اجرا و بازیگری در رسانه ملی شناخته شده است، عامدانه دروغ محکومیت سحر به ۶ ماه حبس را در صفحه مجازی‌اش منتشر کرد و اتهامات و توهین‌هایی را به مسئولان قضایی نسبت داد. جالب اینکه اکثر این افراد از ترس واکنش‌های مردمی حتی جرأت بازگذاشتن بخش نظرات در صفحه خود را ندارند. نمونه‌های جسته وگریخته دیگری نیز در این ماجرا وجود داشت. مطالبه مردم برای ورود دستگاه قضا پس از شفاف شدن فضا اما حال مردم که با گذشت چند روز و شفاف شدن فضا به اصل ماجرا و دروغ بودن ادعاهای چهره‌های مدعی صداقت در این ماجرا پی برده‌اند از خود می‌پرسند که علت این دروغ پردازی‌های عجیب و غریب چیست؟ حال که دروغ بودن روایات این افراد که بی‌شرمانه و با گستاخی پنجه در چهره نظامی که حیات هنری یا سیاسی و حرفه‌ای خود را مدیون آن هستند کشیدند و باعث انحراف افکار عمومی و سوءاستفاده دشمن شدند مردم از دستگاه قضا انتظار دارند با همان قاطعیتی که این روزها خواب را بر مفسدان اقتصادی حرام کرده وارد میدان شده و برهم‌زنندگان امنیت روانی جامعه و پادوها و ستون پنجم‌های دشمن را به سزای عملشان برساند. خیانت یا نادانی؟! آیا زمان آن نرسیده است که دستگاه قضا وارد شود و همان‌طور که نمایندگان متهم به دخالت در به هم ریختن بازار خودرو را دستگیر می‌کند با نمایندگان دروغ‌پرداز علیه نظام و همصدا با دشمن برخورد کند؟ آیا نباید به نیت آن دسته از سلبریتی‌های کم‌سواد و مدعی که برخی از آنها فرق فعال مدنی با معدنی را نمی‌دانند! و در خوشبینانه‌ترین حالت برای خودنمایی وارد هر موضوعی که اطلاع و تخصصی در آن ندارند شک کرد؟ هنوز زمان زیادی از سیل امسال یا زلزله سال قبل که بستر نظریه پراکنی سلبریتی‌ها شده بود و برخی از آنها با سیاه‌نمایی خدمات رسانی به نیازمندان را زیر سؤال می‌بردند یا برخی به دروغ در حالی که کمترین خسارات زلزله به مسکن مهر وارد شده بود این خانه‌ها را قتلگاه معرفی می‌کردند نمی‌گذرد. آیا زمان آن نرسیده است رسانه‌هایی که با ارتزاق از بیت‌المال یک روز با هدف به هم زدن روابط دو ملت دوست خبر دروغ سوءاستفاده جنسی توریست‌های عراقی از زنان ایرانی را در دستور کار قرار می‌دهند و روزی غیرمسئولانه و شاید عامدانه به دروغ‌پردازی برای یک حکم خیالی حبس در ماجرای خودسوزی یک دختر جوان می‌پردازند مورد مواخذه قرار گیرند؟ آیا دستگاه قضا نباید به خسارت‌آفرین سلبریتی‌ها که در کنار ضربه زدن به سبک زندگی ایرانی اسلامی با تبلیغ سبک زندگی غربی و یا دروغ پردازی‌ها کم خردانه به جامعه آسیب می‌زنند بفهماند اینطور جولان دادن‌های سبک‌مغزانه برایشان هزینه‌آفرین خواهد بود؟ آیا نباید با جولان افراد معلوم‌الحال و فرصت‌طلب در فضای بی‌در و پیکر مجازی که در ماجرای اخیر نیز برای خوش خدمتی به دشمن و انحراف افکار عمومی نقش پر رنگی داشتند برخورد قاطع شود؟ کسانی که برای خالی نبودن عریضه حتی عکس فرد دیگری که زنده است را به جای دختر فوت شده منتشر و بازنشر می‌کردند. همان‌طور که در زمان فتنه نیز کشته ‌سازی و استفاده از عکس‌های افراد زنده برای انحراف افکار رونق زیادی داشت. از سوی دیگر با وجود برخی ابهامات در ماجرای اخیر از جمله اینکه چرا سحر خدایاری در مراجعه به دادگاه در حالی که نه جلسه دادگاهی تشکیل شده بوده است و نه حکمی صادر، با خود بنزین برده است، نیاز به ورود و شفاف ‌سازی پشت‌پرده توسط قوه قضائیه احساس می‌شود تا مشخص شود آیا پشت پرده این ماجرای تلخ دسیسه‌هایی در کار است؟ شباهت خودسوزی نیوشا و سحر! روز پنجشنبه در کیهان به یک حادثه مشابه اشاره شد که بازتاب زیادی داشت. «در اواخر دهه ۶۰ یکی از اعضای گروهک‌ فدائیان خلق به نام نیوشا فرهی به عنوان اعتراض به جمهوری اسلامی ایران، در مقابل سازمان ملل در نیویورک دست به خودسوزی زد و در حالی که سایر اعضای این گروه اطراف او را گرفته و برای نجات وی اقدامی نمی‌کردند، در آتش سوخت و جان سپرد. یک هفته بعد از این ماجرا معلوم شد مرکزیت گروه یاد شده از بیماری افسردگی وی که در حال مداوا نیز بود سوء‌استفاده کرده و به او قبولانده بود خودش را به آتش بکشد و تاکید کرده بود که این اقدام یک حرکت نمادین خواهد بود و اعضای گروه بلافاصله دست به کار شده و بی‌آنکه آسیب چندانی ببیند آتش را خاموش کرده و او را نجات خواهند داد! ماجرای این جنایت با اعتراف یکی از اعضای گروه که دچار عذاب وجدان شده بود به پلیس اطلاع داده شد و از سوی دیگر خانواده وی هم که به اصل ماجرا و جنایت گروهک مزبور پی‌برده بودند، در یکی از دادگاه‌های نیویورک اقامه دعوا کردند و... ماجرای غم‌انگیز سحر خدایاری که به فریب دختر آبی معرفی شده است نیز از جهات مختلف با ماجرای خودسوزی نیوشا فرهی همخوانی و مشابهت جدی دارد. آن مرحومه به گفته پدر داغدارش، از نوعی بیماری عصبی رنج می‌برده و در حال مداوا نیز بوده است.  با توجه به آلودگی برخی جریانات ضدانقلاب داخلی به انواع ترفندهای جنایت‌آمیز، احتمال اینکه ماجرای خودسوزی او هم از سوی برخی جریانات مورد ‌اشاره برنامه‌ریزی شده باشد وجود دارد و دستگاه قضایی نباید از کنار آن به آسانی عبور کند.  دستگاه قضایی و مراکز اطلاعاتی و امنیتی با بررسی دقیق ماجرا می‌توانند صحت یا نادرستی این احتمال را کشف و به آگاهی مردم برسانند. این بررسی و تحقیق مشترک قضایی و اطلاعاتی باید از بازجویی کسانی آغاز شود که علیرغم اظهارات پدر محترم آن مرحومه درباره بیماری فرزندش و اطلاع قطعی از عدم صدور حکم محکومیت او به زندان و... اصرار دارند ماجرا را وارونه روایت کرده و با این وارونه‌نمایی زمینه‌ای برای حمله به نهادهای قانونی نظام فراهم آورند. احضار افرادی از این دست و بازجویی از آنها می‌تواند سرنخی برای کشف حقیقت ماجرا و شناسایی تحریک‌کنندگان احتمالی باشد. بدیهی است که در جریان این پی‌گیری باید از ملاحظات رایج و دست و پا گیر اجتناب کرد. چه ‌اشکالی دارد که دروغ‌پردازان درباره این ماجرای غم‌انگیز در هر جایگاهی که هستند برای کشف پشت صحنه احتمالی و پاسخگویی درباره دروغ‌بافی‌های خود مورد سؤال قرار بگیرند. مثلا از فلان خانم یا آقای نماینده و فلان هنرپیشه و فلان... پرسیده شود این دروغ ساخته خودش است یا از جایی به وی دیکته شده است؟! و اساسا از این دروغ‌بافی چه انگیزه‌ای داشته است؟!» اکنون وظیفه مهم قوه قضائیه و مطالبه مردم و دلسوزان نظام از این دستگاه این است که در این ماجرا ورود قاطعی داشته باشد چرا که راه پیشگیری از تکرار رخدادهای مشابه، برخورد قاطع با افراد دروغگو و هزینه‌آفرین و جریان‌هایی است که می‌توان برخی از انها را ستون پنجم و پادوهای دشمن دانست. چه کسانی در مرگ سحر دست دارند؟! اما روی دیگر ماجرای اخیر میدان‌داری کسانی است که خود با رفتار و تحریکاتشان زمینه از دست رفتن جوانانی همچون سحر را فراهم آورده‌اند اما امروز برای وی اشک می‌ریزند. هر چند کارنامه نظام جمهوری اسلامی در توجه به زنان طی ۴۰ سال اخیر درخشان و قابل دفاع است اما نگاهی به کارنامه برخی نمایندگان مجلس و مسئولان دولتی در سال‌های اخیر و توجه به دغدغه‌های عجیب آنها در حوزه زنان و دختران گویای روشن آن است که متاسفانه طرح هر از چندگاه موضوعات حاشیه‌ای و غیراولویت‌دار و پرهیز از پرداختن به نیازهای واقعی زنان و دختران به یک رویه تکراری تبدیل شده است. در همین روزهای پس از مرگ سحر و در شرایط سخت اقتصادی و معیشتی مردم باز هم برخی دولتی‌ها از جمله معاون حقوقی و سخنگوی دولت از موافقت و پیگیری دولت برای ورود زنان به ورزشگاه گفتند هرچند رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور در اظهار نظری مخالف آنها شرایط برای حضور زنان در ورزشگاه را مناسب ندانست. اما پرداختن به مباحثی همچون ورود زنان به ورزشگاه، موتورسواری یا دوچرخه‌سواری، طرح به اصطلاح کودک همسری به جای توجه به نیازهای اصلی قشر بانوان کشورمان از جمله بیمه زنان سرپرست خانوار، مرخصی زایمان زنان شاغل، تسهیل شرایط ازدواج، تسهیل امکان فرزندآوری و فرزند پروری زنان شاغل، ایجاد زیرساخت‌های بهتر برای ورود اجتماعی زنان با الگوی بومی ایرانی اسلامی نه دیکته‌های غربی کار را به جایی می‌رساند که اولویت‌های برخی زنان جامعه نیز دچار تغییر می‌شود. اگر سحر خدایاری که قبل از بیماری روحی و روانی دو لیسانس گرفته بود به موقع ازدواج می‌کرد، یا در شغل مورد علاقه مشغول می‌شد و اسیر اولویت‌های کاذب برخی مسئولان دولتی نمایندگان مجلس و فضاسازی‌های رسانه‌ای نمی‌شد، اکنون زنده بود و در واقع باید گفت مرگ سحر محصول عملکرد همان‌هایی است که امروز برایش اشک تمساح می‌ریزند یا برای رسیدن به همان هدف‌های دیکته شده از مرگ وی سوءاستفاده می‌کنند! منبع: کیهان ]]> سياست Sun, 15 Sep 2019 05:25:14 GMT http://www.mardom-news.com/news/110223/کسی-سحر-خدایاری-کشت همه آتش‌بیاران پروژه سوخته «سحر» http://www.mardom-news.com/news/110222/همه-آتش-بیاران-پروژه-سوخته-سحر مردم نیوز: «عبدالله متولیان» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت: در روزها، هفته‌ها و ماه‌های اخیر شاهد سنگین‌ترین امواج رسانه‌ای هماهنگ شده، کم‌نظیر و سؤال برانگیز در خصوص سیاه نمایی علیه نظام و انقلاب اسلامی به بهانه اعتراض به قانون ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌های فوتبال بوده و هستیم که در ماجرای خودسوزی سحر خدایاری موسوم به دروغ دختر آبی به اوج خود رسید. در کنار هم قرار گرفتن طیفی از افراد حقیقی و حقوقی نامتجانس و ناهمرنگ بر ابهامات آن افزوده است. دختری ۳۰ ساله به نام سحر خدایاری (که پرونده‌ای در دستگاه قضایی به دلیل تلاش برای ورود به ورزشگاه و تماشای فوتبال با لباس مبدل مردانه داشته است) در تاریخ ۱۱ شهریور ماه در مقابل یکی از مراکز قضایی اقدام به خودسوزی می‌کند و بلافاصله در بیمارستان بستری و پس از یک هفته خبر مرگ وی رسانه‌ای شده و در کمترین زمان ممکن با موجی از دروغ پردازی‌ها و شایعات و به صورت یک کلاغ چهل کلاغ فضای رسانه‌ای کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یک سایت خبری به دروغ مدعی می‌شود که، چون برای این دختر شش ماه حکم زندان بریده‌اند دست به خودسوزی زده است. به این ترتیب بازار شایعات، دروغ پردازی، مواضع جنجالی داغ و داغ‌تر شده و طیفی از افراد داخلی و خارجی به بزرگ‌نمایی و اظهار نظر در این باره می‌پردازند که برخی از آنان عبارتند از: ۱ - برخی از مسئولان دولتی و سیاسی کشور که فارغ از موضوع سحر خدایاری مدت‌هاست که در کوره ضرورت ورود بانوان به ورزشگاه‌ها می‌دمند و در کنار مشکلات معیشتی مردم و اوضاع نابسامان اقتصادی با جابه‌جایی اولویت‌ها بر التهاب جامعه می‌افزایند. ۲ - برخی نمایندگان مجلس به‌عنوان عناصر حاکمیتی و مسئول که با تکرار دروغ و نشر اکاذیب فضای کشور را ملتهب کرده و ضمن تشویش اذهان عمومی بعضاً باقیاس وقوع انقلاب در تونس پس از خودسوزی یک دکه دار از مردم، مسئولان و نهادهای مدنی و خصوصی می‌خواهند که برای احقاق حقوق زنان وارد میدان شوند! که این نوع ادبیات بوی اغتشاش طلبی می‌دهد. ۳ - سلبریتی‌های سیاسی نظیر تاج‌زاده که با استفاده از ادبیات لمپنی و واژگانی مثل طالبانی، قرون وسطایی و... به تحریک ضمنی و غیرمستقیم جوانان به شورش علیه نظام اسلامی پرداخته و نظام را به فروپاشی تهدید کرده است. ٤ - سلبریتی‌های به اصطلاح فرهنگی که به‌عنوان همه‌چیزدان خود را نخود هر آش نموده و در مورد اخیر نیز آتش بیار معرکه بوده و با توجه به حجم هواداران، با تکثیر و نشر دروغ و انتشار نوشته‌ها و طرح‌های تحریک آمیز به موضوع، دامن زده اند. ۵ - سلبریتی‌های ورزشی که با توجه به همسویی سوژه با حرفه آنان مانند سلبریتی‌های فرهنگی به تکثیر ابهامات و آلوده سازی جامعه کمک کرده اند. ۶ - رسانه‌های بیگانه نظیر BBC و VOA که مثل همیشه با رندی و استفاده از شیوه‌های خبری به تحریف واقعه و مدیریت صحنه و جهت دهی به مطالبات، مواضع و اعتراضات مشغول بوده اند. ۷ - ضدانقلاب و اپوزیسیون خارج نشین نیز در این میدان معرکه گیری داشته‌اند. ۸ - ظرفیت عظیم دنیای مجازی اعم از توئیتر، فیس‌بوک، اینستاگرام و تلگرام که بیشترین نقش را در دامن زدن به شایعات، تکثیر انواع دروغ، وارد کردن اتهامات ناروا، بحران سازی و فراخوان و تحریک به نافرمانی‌های مدنی ایفا کرده‌اند. ۹ - شخصیت‌های سیاسی محور شرارت عبری، غربی، وهابی که هر کدام در تشدید پروژه موضع‌گیری داشته‌اند. ۱۰ - روزنامه‌های زنجیره‌ای که در ادامه پروژه ورود زنان به ورزشگاه‌ها، فرصت را برای پیشبرد اهداف حزبی و بعضاً انتقام‌جویانه مغتنم شمرده و با تمام قوا وارد میدان شدند. ۱۱ - باشگاه‌های ورزشی معروف جهان نظیر باشگاه رم ایتالیا که فراتر از ابراز همدردی با متوفی به مداخله در قوانین داخلی ایران پرداخته‌اند. ۱۲ - شخصیت‌های ورزشی خارجی به‌ویژه فوتبالیست‌ها به همراه تیم‌های ورزشی خود وارد این میدان شده‌اند. ۱۳ - برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه‌های مختلف نیز به نحو غیرمنتظره‌ای احساس تکلیف نموده اند! اهدافی که افراد حقیقی و حقوقی از پیگیری این پروژه دنبال کرده و می‌کنند بسیار متنوع است، اما عمده‌ترین و اصلی‌ترین هدف گذاری برای این پروژه را کشورهای امریکا، انگلیس، فرانسه و رژیم منحوس صهیونیستی طراحی کرده بودند. این کشورها از مدل بایکوت ورزشی بین‌المللی رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی توسط بیش از ٤۰ کشور و همچنین بایکوت و تحریم ورزشی رژیم جعلی صهیونیستی توسط ۲۲ کشور اسلامی استفاده کرده و پروژه بایکوت ورزش ایران به بهانه مقابله با ممنوعیت قانونی ورود بانوان به ورزشگاه‌ها را از سال گذشته کلید زدند. این پروژه به طور طبیعی برای شبکه‌های رسانه‌ای بیگانه و ضد انقلاب و اپوزیسیون خارج نشین یک فرصت طلایی برای تحت فشار قرار دادن ایران و انتقام گیری از نظام اسلامی محسوب می‌شود. متأسفانه پروژه بایکوت و تحریم ورزش ایران به دلایل متعدد با استقبال غربگدایان و به طور کلی فرصت‌طلبان داخلی مواجه گردیده که در زیر به برخی از این اهداف اشاره می‌شود: ۱ - سناریوسازی برای تخریب و اعمال فشار حداکثری به قوه قضائیه به منظور از حرکت انداختن یا منحرف کردن و یا حداقل کند کردن چرخ مبارزه با مفاسد اقتصادی. ۲ - پروژه مشغول سازی و انحراف افکار عمومی از اولویت‌های اصلی کشور در حوزه اقتصاد و معیشت مردم. ۳ - فرار از پاسخگویی به مطالبات مردم و سرپوش گذاشتن روی سوءمدیریت‌ها، بی‌برنامگی‌ها و غفلت از ظرفیت‌های داخلی و... ٤ - تغییر ذائقه مردم از مسائل اقتصادی و معیشتی به مسائل فرهنگی در تشدید فشار به بنیان‌های فرهنگی ایران. ۵ - تلاش برای زمینه سازی جهت اشاعه و تثبیت الگوی سبک زندگی غربی. ۶ - زمینه سازی برای مدیریت افکار عمومی در انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال‌جاری. البته به موارد فوق می‌توان تلاش دشمنان برای براندازی نظام و تحقق موج سوم براندازی را اضافه کرد. پیامدهای پروژه بزرگ دروغ دختر آبی نیز به مقتضای تنوع موضع‌گیری‌ها متفاوت و متنوع است نظیر «تشویش اذهان عمومی»، «نشر اکاذیب»، «ملتهب کردن فضای عمومی کشور»، «دامن زدن به جو تخریب باورها و اعتماد مردم به نظام»، «کمک به دشمنان برای پیشبرد اهداف کینه توزانه و براندازانه» و... که این بار نیز به برکت ایام محرم و عزای حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام، موضوع به صورتی بسیار کم هزینه و محدود و بر خلاف انتظارات شبکه زنجیره‌ای دشمن خارجی و عناصر داخلی جمع شد. به هر حال پروژه دروغ دختر آبی یک هشدار مهم و زنگ خطری جدی برای مسئولان و نهادهای اطلاعاتی، امنیتی، انتظامی، نظارتی، قضایی و... و دستگاه‌های ذی‌ربط در هر سه قوه است که قرائن و شواهد موجود نشان می‌دهد در آینده باید انتظار موارد متعدد مشابه را داشته باشیم. ]]> سياست Sun, 15 Sep 2019 05:20:30 GMT http://www.mardom-news.com/news/110222/همه-آتش-بیاران-پروژه-سوخته-سحر مدعیان اصلاحات با فحاشی نمی‌توانند فرار کنند http://www.mardom-news.com/news/110221/مدعیان-اصلاحات-فحاشی-نمی-توانند-فرار-کنند مردم نیوز: ماجرای شفافیت آرای نمایندگان از سال گذشته به‌صورت جدی کلید خورد و با همت کسانی از قبیل «حسینعلی حاجی دلیگانی» نماینده شاهین‌شهر و میمه و برخوار به جریان افتاد. روز رای گیری اما مشخص شد که این طرح مخالفان جدی دارد. مخالفانی به اندازه یک جناح سیاسی در کشور، اما در عین شگفتی این اعضای لیست امید بودند که با نطق‌ها و مصاحبه‌های خود در قامت مخالفان جدی شفافیت آرای نمایندگان ظاهر شدند. همان طیفی که پیش از این همیشه شعار شفافیت را سر داده و آن را در ویترین جناح خود قرار داده بود. با این وجود اما همین که شعار به یک قدمی ‌تصویب و اجرا رسید آنها دیگر چاره‌ای نداشتند جز اینکه به‌صورت علنی به مخالفت با آن بپردازند. مخالفت علنی اما به هیچ روی ممکن نبود چرا که این‌گونه تمام آنچه در ذهن مردم از خویش ساخته بودند فرو می‌ریخت. لذا چاره جویی کردند و برای مخالفت خود بهانه‌هایی‌تراشیدند. بهانه‌هایی از قبیل اینکه می‌خواهند از شفافیت آرا برای ردصلاحیت‌ها استفاده کنند! یا بهانه‌هایی مضحک‌تر مانند چیزی که اخیرا یکی از اعضای هیئت‌رئیسه مجلس (بهروز نعمتی) مطرح کرد به این مضمون که می‌خواهند با شفافیت آرا بگیر و ببند راه بیندازند! درشت و زشتگویی اصلاح‌طلبان به یک منتقد در همان ایام و پس از آن البته پاسخ به این ایرادهای بدون پایان داده شد. برای نمونه موافقان شفافیت آرا گفتند و نوشتند که نمایندگانی از لیست امید ازتریبون مجلس شورای اسلامی نطق‌هایی کرده‌اند که گویا مسابقه ساختارشکنی دارند با همدیگر. نطق‌هایی که قند توی دل رسانه‌های معاند ایران آب می‌کرد، رسانه‌هایی از قبیل شبکه بهایی من و تو و یا شبکه متعلق به کشوری که نسل‌کشی قریب به۱۰میلیون ایرانی تنها یک فقره از جنایاتش است (بی‌بی‌سی) و یا شبکه متعلق به کودتاچیان ۲۸مرداد و سرنگون کنندگان هواپیمای مسافربری ایرانی (صدای آمریکا). آنها نطق‌هایی کردند یا برخی شان در صفحات مجازی چیزهایی نوشتند که دشمنان نشان‌دار و شناخته‌شده ایران برای‌شان ایستادند و کف زدند. چرا همراه آن نطق‌ها و آن متن‌های مجازی واهمه ردصلاحیت نبود و با شفافیت رای نمایندگان هست؟  جایی‌که از آن سخن می‌گوییم مجلس شورای اسلامی است که ساختمان آن در بهارستان است و آنچه برای رای‌گیری به صحن آن می‌آید یا از ارکان مجلس و یا خود نمایندگان به‌صورت طرح مطرح شده و یا از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران آمده این یعنی آنجا که نمایندگان در آن هستند ساختمانی در شورای امنیت نیویورک نیست که با نفوذ قلدران جهان قطعنامه‌ای ضدایرانی برای رای‌گیری به صحنش آمده باشد که رای موافق یا مخالف نماینده‌ای به ضدیت یا حمایت از نظام تعبیر شود. های‌وهوی فراریان از شفافیت همچنین در مورد آنچه از قول کسانی مانند آن عضو هیئت‌رئیسه به‌عنوان «بگیر و ببند» عنوان شده دقیقاً توهین به شعور  مخاطبان است. چرا که پس از طرح این قبیل فرافکنی‌ها به ذهن مخاطب این سؤال می‌آید که مگر در صحن چه چیزی برای رأی‌گیری مطرح می‌شود که یک سر آن می‌تواند به زندان ختم شود؟ این قبیل فرافکنی‌ها یک سرش متهم کردن نظام است و سر دیگرش فریب دادن مردم و تحمیق آنها. چرا نمایندگانی تا این اندازه از شفافیت واهمه دارند؟ چه منافعی از آنها با شفافیت به خطر می‌افتد؟ خلاصه آنکه در بار دوم طرحی که توسط حجت‌الاسلام ذوالنوری، نماینده قم و عضو فراکسیون ولایی آماده شده بود و مبتنی بر شفافیت آرا و عملکرد نمایندگان بود نیز در این اواخر به صحن آمد و این بار نیز همان قصه پرغصه تکرار شد. بعد از آن هم که کم کم داشت همه چیز به سمتی می‌رفت که فراموش شود ناگهان در یکی از شب‌های محرم در دانشگاه امام صادق(ع) حجت‌الاسلام پناهیان انتقادات تندی را علیه مجلس مطرح کرد. او به‌عنوان یک شهروند از مجلس پرسید که چرا به شفافیت تن نمی‌دهد؟ و از جوانان خواست تا مطالبه‌ای را برای شفافیت آرا و عملکرد نمایندگان به‌صورت گسترده آغاز کنند تا به‌صورت یک پویش بزرگ مردمی ‌درآید. و همین برای عصبانی شدن بیش از اصلاح‌طلبان کافی بود. آنها به تندترین شکل ممکن و با زشت‌ترین الفاظ به پناهیان تاختند که چرا می‌گویی مجلس باید شفاف شود و چرا این حق را به جوانان یادآوری می‌کنی که آن را پیگیری کنند؟ و سپس کار به بهانه‌های کودکانه هم کشید از فرط تهی دستی مخلفان شفافیت از استدلال و دلیل برای این ضدیتشان؛ مثلا گفتند که اول آن قوه و آن نهاد و آن موسسه شفاف شود بعد مجلس! یا مثلا گفتند چرا ۴سال پیش طلب شفافیت نکرد فلانی! خوب که دقت کنیم خواهیم دید که هر زمان که شفافیت مطرح شود این قبیل «ان قلت‌ها» می‌تواند مطرح شود. پس از درشت و زشت گویی‌های نمایندگان طیف موسوم به اصلاح‌طلب علیه شفافیت و طرفداران شفافیت از این سو نمایندگان حامی شفافیت هم به میدان آمدند و به بیان نظرات خود پرداختند تا در ذهن مردم این‌گونه ننشیند که مجلس به‌صورت یک دست ضد شفافیت است. بیعت مردم با نمایندگان بعدی  بر اساس شفافیت «حسینعلی حاجی دلیگانی» عضو فراکسیون نمایندگان ولایی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس درباره شفافیت آرای نمایندگان می‌گوید: شفافیت امری لازم و ضروری و یکی از مختصات اولیه مجلس بعدی باید باشد. در انتخابات مجلس آینده باید اولین شرط کاندیداها و اولین بیعتی که نامزدها می‌کنند بیان اعتقاد به شفافیت آرا و عمل به آن باشد ضمن اینکه تصویب این موضوع در مجلس فعلی و یا آینده نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس تصریح کرد: با این نوع رفتاری که اکثریت نمایندگان مجلس در برخورد با ۲ طرح شفافیت که مشترکا از سوی بنده و آقای فتحی عضو کمیسیون قضایی و حقوقی ارائه شد، انجام دادند به‌نظر می‌رسد باید شفافیت آرا حتما تصویب و اجرایی شود چرا که یکی از طرح‌ها در حالی که ۱۶۰ امضا داشت اما عملاً فقط ۵۹ نماینده به آن رأی دادند و همچنین طرح دیگری که اخیراً مطرح شد بیش از ۱۸۰ امضا داشت ولی حدود ۷۰ نماینده به آن رأی دادند که این موضوع نشان داد شفافیت آرای نمایندگان بسیار لازم است. حاجی دلیگانی خاطرنشان کرد: سخنان حجت‌الاسلام پناهیان در مورد لزوم شفافیت آرای نمایندگان کاملاً درست است و واقعاًً روحانیون، علما و مردم حق دارند که شفافیت آرا نمایندگان را مطالبه کنند. وقتی نماینده‌ای برای امضای طرحی نزد من بیاید و بنده آنرا امضا کنم ولی در نهایت به آن رای ندهم ناشی از نفاق و دورنگی است در حالی که شفافیت آرا می‌تواند نفاق و دورنگی را از بین ببرد. «ابوالفضل ابوترابی» عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، با تأکید بر شفافیت آرای نمایندگان می‌گوید: این موضوع حق مردم است که بدانند نمایندگان‌شان چه تفکری دارند و چگونه و با چه کیفیتی رأی می‌دهند. مقام معظم رهبری در درس خارج از فقه شان فرمودند به جز مسائل امنیتی و نظامی همه چیز باید به رای‌گیری و آرای شفاف باشد. عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس تصریح می‌کند: کشورهای پیشرفته دنیا برای مبارزه با فساد کار بزرگ شفافیت حداکثری را اجرایی‌کردند.  باید با شفافیت حداکثری از جمله شفافیت آرای نمایندگان مجلس تلاش کنیم امضاهای طلایی را از نظام اداری‌مان حذف کنیم حتی اگر این امضاها قانونی باشد. سیاسی‌کاری یک عده «محمدرضا رضایی» نماینده مردم جهرم با اعلام حمایت از بحث شفافیت آرای نمایندگان مجلس، می‌گوید: این حق مردم است که از جزئیات رای وکیل خودشان در خانه ملت مطلع شوند. ما چیز پنهانی در مجلس نداریم و اگر هم تصمیمی ‌اتخاذ شده و کاری صورت می‌گیرد برای مردم است. وی همچنین یادآور می‌شود: همان طور که ما در موضوع FATF و موارد مشابه رای‌مان را به‌صورت شفاف به مردم اعلام کردیم زین پس نیز هر موضوع و رای‌گیری و انتخاباتی در مجلس اتفاق بیفتد و آن را به مردم شفاف و صریح اعلام می‌کنیم چرا که این موضوع باعث جلب اعتماد مردم خواهد شد. وی در ادامه اعلام می‌کند: عده‌ای طرح شفافیت آرای نمایندگان مجلس را سیاسی خوانده‌اند اما در واقع باید گفت موضوع شفافیت اصلاً ربطی به مسائل سیاسی ندارد و به نفع منافع ملی کشور و در راستای شفاف کردن جزئیات موارد خانه ملت است. «ژرژیک آبراهامیان» نماینده مسیحیان ارمنی جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به موضوع شفافیت آرای نمایندگان در صحن گفت: من با شفافیت آرای نمایندگان در صحن موافقم اما معتقدم این موضوع نیاز به تبیین دارد. نماینده مسیحیان ارمنی جنوب ایران در مجلس اظهار داشت: ‌شفافیت مضر نیست اما زمانی که تصمیم گرفته شود که از این موضوع یک نتایج سیاسی استنتاج شود، به‌نظر من خلاف آزادی عمل نماینده است که گاهی مجبور می‌شود تحت فشارهای مضاعف که از خارج به وی تحمیل می‌شود برخلاف باور خود احتمالا اعمال رای کند. اگر شفافیت باشد خیلی‌ها نماینده نمی‌شوند «حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی» نماینده محلات به نکته قابل تأملی‌ اشاره می‌کند: حق مردم در دانستن است که در کشور ما محدود شده و بسیار عجیب است که دو فوریتی بودن طرح شفافیت آرا بیش از ۱۷۴ نفر امضا داشت اما ۶۹ نفر به آن رأی دادند. در همین مورد مذکور باید آرای نمایندگان منتشر شود تا مردم بفهمند چه کسانی چنین طرحی را امضا کرده‌اند و سپس زیر امضاهایشان زده‌اند و اگر مردم این را بفهمند که یک نماینده چیزی را بیهوده و بدون اعتقاد امضا می‌کند دیگر به او رأی نمی‌دهند. وی با بیان اینکه شفافیت آرای نمایندگان در زمان رای اعتماد به وزرا متفاوت است در ادامه می‌افزاید: نماینده مجلس هنگام رای اعتماد و برای اینکه وزیر فردا روزی بعد از گرفتن رای اعتماد از مجلس در حق نماینده اجحاف نکند می‌تواند به‌صورت استثنایی رای مخفی بدهد و به همین دلیل پیشنهاد شده که آرای نمایندگان به جز رای اعتمادها قابل انتشار باشد. اما آنهایی که قابل انتشار است و محرمانه نیست چرا باید به لیست محرمانه‌ها بیفزاییم. عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خاطرنشان می‌کند: دولت در قراردادهای نفتی، برجام، FAFT، خرید هواپیما و... محرمانه عمل کرد و گزارشی به مجلس ارائه نکرد. دولت بنا بود تا پایان مرداد گزارشی درباره اقدامات خود در ۵ ماه ابتدایی سال ۹۸ به مجلس ارائه دهد که استنکاف کرد ولی اگر مجلس هم بخواهد در شفافیت آرا مخفی‌کاری کند چه وضعیتی برای جامعه ایجاد خواهد شد؟ منبع: کیهان ]]> سياست Sun, 15 Sep 2019 05:19:07 GMT http://www.mardom-news.com/news/110221/مدعیان-اصلاحات-فحاشی-نمی-توانند-فرار-کنند بدهکارهای برجام برای ایران خط و نشان کشیدند http://www.mardom-news.com/news/110220/بدهکارهای-برجام-ایران-خط-نشان-کشیدند مردم نیوز: سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سخنگویان دولت‌های انگلیس،‌ فرانسه و آلمان در اقدامی گستاخانه با صدور یک بیانیه مشترک از ایران خواستند که به تعهدات هسته‌ای خود ذیل برجام بازگردد. در ابتدای این بیانیه مشترک آمده است: فرانسه، آلمان، انگلیس و نماینده عالی [سیاست خارجی اتحادیه اروپا] نگرانی عمیق خود از اعلان فعالیت‌های جدید ایران را که با تعهداتش ذیل برجام در تضاد است، اعلام می‌دارند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کرده است که ایران در روز ۸ سپتامبر [۱۷ شهریور] سانتریفیوژهای پیشرفته‌ای را در نطنز نصب کرده یا در حال نصب آنها بوده است. صادرکنندگان این بیانیه در ادامه اظهار داشته‌اند که از اینکه تحریم‌های آمریکا -که از ماه می‌سال ۲۰۱۸ [اردیبهشت‌ماه ۹۷] آغاز شده- و اقدامات متقابل ایران مبنی بر عدم اجرای مفاد اصلی برجام نیز باعث تضعیف هرچه بیشتر این توافق شود، نگرانند. در بخش دیگری از بیانیه آمده است: ما همچنان از برجام حمایت می‌کنیم و از ایران می‌خواهیم که همه فعالیت‌هایی که نقض تعهدات این کشور ذیل برجام محسوب می‌شود را به عقب بازگرداند و از برداشتن گام‌های بعدی بپرهیزد. به گزارش تسنیم، در پایان این بیانیه تأکید شده است که طرف‌های اروپایی برجام از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حمایت می‌کنند و آژانس را یک نهاد مستقل و بی‌طرف برای نظارت و راستی‌آزمایی تعهدات هسته‌ای ایران می‌دانند. گستاخی بدهکارها فرانسه، انگلیس و آلمان از جمله بدهکارهای برجام هستند. این کشورها تاکنون به هیچ عنوان به تعهدات خود عمل نکرده‌اند. این بی‌عملی تا جایی پیش رفت که مقامات ارشد دولت نیز اذعان کردند که اروپا فقط یک درصد تعهدات خود را انجام داده و ۹۹ درصد تعهدات بر زمین مانده است. حالا بدهکارهای برجام با گستاخی ژست طلبکار گرفته و به ایران خرده گرفته‌اند که چرا تعهدات خود را کاهش داده است! اکنون ۱۶ ماه از خروج رسمی آمریکا و همچنین خروج عملی اروپا از برجام سپری شده است. دولت روحانی در اردیبهشت ۹۸ در اقدامی دیرهنگام و حداقلی، اما مهم، طی ضرب الاجل برجامی، تعهدات خود را کاهش داد. اکنون این ایران است که در جایگاه طلبکارِ برجام قرار دارد، نه اروپایی‌های بدعهد. علت طلبکاری اروپا حال سؤال اینجاست که چه عاملی موجب طلبکاری اروپایی‌ها در برجام شده است. پاسخ روشن است. علت اصلی گستاخی و طلبکاری اروپا، رویکرد منفعلانه و از موضع ضعف دولت روحانی در ماههای اخیر است. دولتمردان در ماههای اخیر در اقدامی مغایر با ساز و کار ضرب الاجل، به جای اتخاذ رویکرد مقتدرانه و طلبکارانه نسبت به طرف مقابل، بارها تاکید کردند که مهلت‌های ۶۰ روزه ایران، تا اطلاع ثانوی ادامه داشته و مذاکرات نیز متوقف نمی‌شود و ایران با دریافت کوچکترین پالس از طرف مقابل، تمام اقدامات ضرب الاجلی خود را بازمی‌گرداند! با این رفتار، طرف اروپایی بیش از پیش به اطمینان رسید که دولت روحانی فقط یک گزینه دارد و آن چیزی نیست جز حفظ برجام به هر قیمت. بر همین اساس طرف اروپایی کوچکترین اقدامی در راستای تعهدات خود انجام نداد. تا زمانیکه دولت، رفتار برجامی خود را تغییر ندهد، هیچ دستاوردی عاید ایران نمی‌شود. اعضای اروپایی برجام و آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمند. بازی با وعده فریبکارانه استیون منوشین، وزیر خزانه‌داری آمریکا در کنفرانس خبری گفت که فرانسه بدون موافقت آمریکا قادر نخواهد بود به ایران خط اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری بدهد. پیش از این رسانه‌های غربی اذعان کرده بودند که وعده نسیه فرانسه درباره اعتبار ۱۵ میلیاردی به شرط کلیدخوردن مذاکرات حول قدرت موشکی و توان منطقه‌ای ایران، اجرا خواهد شد. در حقیقت وعده فریبکارانه اعتبار ۱۵ میلیارد دلاری صرفا با هدف توقف ضرب الاجل ایران، دائمی کردن محدودیت‌های برجامی کشورمان و تعمیم خسارت محض توافق هسته‌ای به توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران طراحی شده است. در این میان فرانسه نقش پلیس خوب و آمریکا نیز نقش پلیس بد را ایفا می‌کند. جرارد آرود، سفیر سابق فرانسه در آمریکا در صفحه خود در توئیتر تاکید کرد که خواست واشنگتن مبنی بر عدم غنی‌سازی توسط ایران فاقد پایه و اساس حقوقی است. آرود نوشت: عدم فعالیت غنی‌سازی در ایران (غنی‌سازی صفر) فاقد پایه و اساس قانونی است. به‌هرحال، هیچ دولتی در ایران، با هر نگرش سیاسی، چنین محدودیتی را بر حاکمیت خود نمی‌پذیرد. غنی‌سازی باید مورد پایش قرار گیرد تا در چارچوب ان‌پی‌تی باقی بماند. وزارت خزانه‌داری آمریکا بار دیگر درباره نقض تحریم‌های یکجانبه این کشور علیه ایران به شرکت‌های اروپایی و عراقی هشدار داد. مارشال بیلینگزلی، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا روز جمعه طی سخنرانی خود در اندیشکده شورای آتلانتیک به شرکت‌های اروپایی و عراقی هشدار داد که اگر با ایران کار کنند، مشمول تحریم‌های آمریکا خواهند شد. معاون وزارت امور خزانه‌داری آمریکا که دولت متبوعش پس از خروج از برجام در اردیبهشت‌ماه سال گذشته تحریم‌های خود علیه ایران را شدت بخشیده، در ادامه تهدیدهای مقامات آمریکایی برای مجبور کردن دیگر کشورها به همراهی با این تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی اعلام کرد:ما هر شرکت عراقی که با سپاه پاسداران در ارتباط باشد را تحریم خواهیم کرد. شرکت‌های اروپایی نیز اگر با ایران کار کنند، هدف تحریم قرار خواهند گرفت. منبع: کیهان ]]> سياست Sun, 15 Sep 2019 05:17:52 GMT http://www.mardom-news.com/news/110220/بدهکارهای-برجام-ایران-خط-نشان-کشیدند راغفر: تصمیمات ارزی دولت اقتصاد را به هم ریخت http://www.mardom-news.com/news/110217/راغفر-تصمیمات-ارزی-دولت-اقتصاد-هم-ریخت مردم نیوز: روزنامه «کیهان» در ویژه‌های خود نوشت: حسین راغفر به روزنامه جهان صنعت گفت: متاسفانه اقتصاد به سمت رکود پیش می‌رود. نرخ ظرف دو سال گذشته یعنی از دولت دوازدهم تاکنون تقریبا دستمزدها بین ۲۵ تا ۳۰ درصد به‌صورت میانگین افزایش یافته اما هزینه تقریبا سه برابر شده است. هرچند شاخص بورس رشد کرده که البته به معنی تجدید ارزیابی دارایی بنگاه‌هاست، ولی باید توجه داشت که دقیقا همه چیز مرتبط با قیمت ارز افزایش یافته است. نرخ مسکن در تهران تقریبا سه برابر افزایش یافته است. قیمت کالاهای مورد نیاز مردم بین سه تا پنج برابر افزایش یافته است. براساس اعترافات برخی مدیران بانک مرکزی که در دستگیری‌های قوه قضاییه مطرح شد، افزایش قیمت ارز تصمیم خود دولت بود. همکاری دولت و مجلس در این رابطه کاملا مشخص است. استاد دانشگاه الزهرا افزود: کاهش و افزایش قیمت ارز در اختیار دولت است و این تصمیم سیاسی بوده است. در واقع دولت و مجلس با هم این کار را کردند و کاهش آن هم به دلیل فشارهای داخلی است‌ چون متوجه شدند زمینه ناآرامی‌های اجتماعی فراهم شده است. وقتی اتفاقی در زمینه عرضه و تقاضای ارز رخ نداده، کاهش قیمت ارز هیچ دلیلی ندارد چون تحریم‌ها که تشدید شده و دسترسی به منابع ارزی هم محدودتر شده است. چطور است که ما شاهد کاهش قیمت دلار از حوالی ۱۵ هزار تومان به ۱۱ هزار تومان هستیم؟ این نشان می‌دهد که تصمیم به کاهش یا افزایش قیمت ارز در اختیار دولت است. کسانی که این افزایش را رقم زدند، رانت‌های بسیاری را به جیب افراد فاسدی در اقتصاد سرازیر کردند. بخشی از دستگیری‌ها نشان می‌دهد اتفاقا همه چیز برنامه‌ریزی شده بود. این حرکت کاملا سیاسی است که من از آن به کودتای ارزی نام بردم. هنوز هم این اعتقاد را دارم که جریان‌هایی در اقتصاد آن را هدایت کردند. آنها به دنبال نارضایتی در گروه‌هایی از جامعه به خصوص طبقات پایین جامعه هستند. راغفر گفت: شاهد بودید که در جریان قیمت‌گذاری ارز ۴۲۰۰ تومانی، بخش قابل توجهی از ارز ۴۲۰۰ تومانی به خارج قاچاق شد. سال گذشته ما بارها به این سیاست دولت اعتراض کردیم، اما کسی توجه نکرد. علت هم این بود که همه دست در دست برای چپاول و غارت منابعی که بدون نظارت و کنترل خارج می‌شد، سهیم بودند. اتاق‌های بازرگانی اصلی‌ترین عامل این نابسامانی‌ها بودند. ظرف دو ماه ۲۵۰ هزارتن خمیر کاغذ که با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد شده بود، بدون اینکه وارد چرخه تولید شود، از کشور خارج شد. مشکلات مربوط به کاغذ و رسانه‌ها یکی از دلایل فسادی است که در این دوره پیش آمد. همه هم در این فساد شریک بودند. از مدیران بانک مرکزی تا وزارت صنعت، معدن و تجارت بخش‌هایی درون دولت و مدیران میانه دستگاه‌های دولتی در این فسادی که شکل گرفته سهیم بودند. از ابتدا قابل پیش‌بینی بود که دولت قیمت ارز را هدف‌گیری کرده و قصد دارد روی ۱۰ هزار تومان تثبیت کند. حال آنکه این چپاول و غارتی که اتفاق افتاد، سبب شد گروه‌هایی هم وارد میدان شوند و قیمت دلار را به ۲۰ هزار تومان برسانند. اما تحولات اخیر سیاسی که پیش آمد باعث شد فشار روی دولت و مجلس افزایش یابد و در نتیجه قیمت ارز را مجددا کاهش دهند. راغفر می‌افزاید: مدافعان اقتصاد آزاد مرتب اتهام می‌زنند که هرکس مخالف ماست، چپ است. بنده خود را نه نهادگرا و نه چپ می‌دانم. من از هر آنچه علم اقتصاد را که یک علم پراگماتیسمی است و می‌تواند از شرایط موجود تحلیل بدهد، استقبال می‌کنم. طبیعی است که امروز هیچ‌کس نقش نهادگرایی و نقش نهادها را هم انکار نمی‌کند. از ۹۸ شاخصی که یکی از راست‌ترین نهاد جهانی برای اصلاح اقتصاد کشورها و ایجاد رقابت و آزادی اقتصادی مطرح کرده است،۲۲ شاخص آن اصلاحات نهادی است. اتفاقا آنهایی که مدافعان اقتصاد آزاد هستند، نشان داده‌اند که تئوریسین‌های همین غارت‌ها و چپاول‌ها هستند. اینکه استعفا کردند و بیرون رفتند حرف بی‌ربطی است. همین امروز نیروهای آنها در سازمان برنامه، در وزارت اقتصاد همین تفکر و سیاستگذاری‌ها را هدایت می‌کنند. وقتی بیش از ۹۰ درصد از منابع ارزی کشور از محل فروش منابع طبیعی است که متعلق به همه مردم است و مردم در آن سهم برابر دارند، چرا باید دختر فلان وزیر سهم‌های چند میلیون دلاری را از این ارزها بگیرد و پاسخگو نباشد؟ این یعنی یک امنیت فساد ایجاد شده است. سوال این است که چه کسانی اینها را ساماندهی کرده‌اند؟ اینها از مریخ که نیامده‌اند. ]]> سياست Sun, 15 Sep 2019 05:09:35 GMT http://www.mardom-news.com/news/110217/راغفر-تصمیمات-ارزی-دولت-اقتصاد-هم-ریخت چرا هلیم حواشی را هم می‌زنند؟ http://www.mardom-news.com/news/110216/چرا-هلیم-حواشی-هم-می-زنند مردم نیوز: «محمد صرفی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت: عبید زاکانی آورده است مردی ادعای خدایی کرد. حاکم وقت فرمان داد حبسش کنند. فردی بر او گذر کرد و با ملامت گفت: جای خدا در زندان باشد؟ مرد زندانی جواب داد: خدا همه جا باشد!ش این حکایت امروز دولت اعتدال و حامیان مدعی اصلاحات آن است. راهی که می‌رفتند به بن‌بست خورده و وعده‌هایی که می‌دادند به جایی نرسیده اما طوری حرف می‌زنند و برخورد می‌کنند که اگر کسی نداند گمان می‌کند یا دو روز است که بر سرکار آمده‌اند و یا تمام وعده‌های خود را عملی کرده‌اند. جناب آقای رئیس‌جمهور در جلسه هفته پیش هیئت دولت گفته است؛ «نباید برخی از تندروی‌ها و مسیرهای غیردقیق که مردم را آزار می‌دهد در جامعه اجازه بروز پیدا کند، چرا که مردم به اندازه کافی با غصه و سختی مواجه هستند و نباید اجازه داد که براساس بی‌دقتی‌ها غصه جدیدی بر مردم وارد شود.» آقای روحانی در ادامه گفته است: «اقشار مختلف مردم اعم از زنان و کارگران هر مشکلی که به ذهن‌شان می‌آید و احساس می‌کنند که حقوق‌شان مراعات نمی‌شود، راه اصلی برای کسب حق خودشان انتخابات است.» آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز در اظهارنظری گفته است: «ما در برابر همه مردم ایران با تنوع در رویکردها و اعتقادات مختلفی که دارند، مسئول هستیم. ما باید از رنج هر دختر و پسر ایرانی آزرده شویم. باید زمینه رنج جوانان را از بین ببریم. با نه گفتن به مطالبات جوانان، مشکلات حل نخواهد شد.» از آقای رئیس‌جمهور و جناب معاون اول باید پرسید به راستی امروز غم و غصه مردم چیست؟ دختران و پسران ایرانی از چه چیزی رنج می‌برند و مطالبه آنان چیست؟ اگر قرار باشد از داخل خودرو و با نگاه کردن به چهره مردم دنبال پاسخ به چنین سؤالاتی باشیم شاید بتوان به پاسخ‌هایی مانند حضور زنان در ورزشگاه و کنسرت و حجاب اختیاری و امثال اینها رسید اما اگر میان مردم و به خصوص جوانان بروید و پای درددلشان بنشینید به جرات می‌توان گفت اغلب پاسخ‌ها در سه کلمه خلاصه می‌شود؛‌ اشتغال، ازدواج و مسکن. اگر کسی واقعاً به دنبال مطالبات جوانان است و می‌خواهد غمی از دلشان رفع کند باید درباره این مسائل حرفی برای گفتن داشته باشد و آستینی بالا بزند. بقیه حرف‌ها، باد هواست. البته حرف زدن و نظر دادن برای کارشناسان و منتقدان است و مسئولانی که سال‌ها از دوره مدیریت و کسب قدرتشان می‌گذرند باید از کارنامه خود بگویند که در این سه حوزه چه کرده‌اند و چه گلی بر سر جوانان زده‌اند. آقایان به گونه‌ای حرف می‌زنند که انگار رقیب بر کرسی نشسته و آنان نظاره‌گر و منتقد هستند! مطرح کردن چنین سخنانی هرچند عجیب اما دور از انتظار نیست. وقتی حرفی برای گفتن و کارنامه‌ای برای ارائه نباشد باید به حاشیه‌ها چنگ انداخت و پناه برد. یک روز ازدواج دختری کم سن و سال را به مسئله اول کشور و مردم تبدیل می‌کنند و فریاد وا اسفا سرمی‌دهند و یک روز دیگر بر موج غائله «دختر آبی» سوار می‌شوند و حضور زنان در ورزشگاه را مسئله اول کشور می‌کنند. وقتی هدف حاشیه‌سازی و فرافکنی باشد، هر بی‌اخلاقی و دروغی نیز ممکن است. اینجاست که مرده «دختر آبی» از زنده آن بیشتر ارزش دارد و خواسته خانواده آن مرحومه برای رعایت اخلاق و نمک نریختن بر این زخم، اهمیتی ندارد و باید آن را نادیده گرفت. چه کسانی برای آن مرحومه ‌اشک می‌ریزند و مدعی حمایت از حقوق زنان و دختران هستند، همان‌هایی که به تازگی و در ماجرای قتل میترا استاد مرزهای بی‌اخلاقی را جابه‌جا کردند و برای منافع حزبی و جناحی، دوجین انگ کثیف به آن مرحومه زده و در جایگاه قاضی نشسته و او را مهدورالدم خواندند! خودشان از این همه تناقض مشمئز نمی‌شوند؟! مصادیق تناقضات، حاشیه‌سازی‌ها و نعل وارونه زدن‌های این جماعت یکی دو تا نیست. حزب کارگزاران که به حزب لیبرال و ‌اشرافی مشهور است دیروز بیانیه‌ای درباره شرکت هفت‌تپه و کارگران آن صادر کرده است. کارگزاران در بیانیه خود به عدم رعایت قواعد خصوصی‌سازی انتقاد و از «اختصاصی‌سازی و رانت‌خواری» شکایت کرده و در نهایت چنین نظر داده است که؛ «برای رسیدن به عدالت راهی جز توسعه وجود ندارد.» وقتی حدود دو سال پیش کیهان در چند شماره به ماجرای کارخانه رشت الکتریک و سرنوشت کارگران آن پرداخت که چگونه به اسم همسران آقایان کرباسچی(دبیرکل حزب سازندگی)، عبدالله نوری، قبه(معاون کرباسچی در زمان شهرداری تهران) و دختر باجناق کرباسچی خریداری شده و به خاک سیاه نشست، به جای پاسخگویی و شفاف‌سازی، به هیاهو و جنجال روی آوردند و مدعی شدند کارخانه ورشکسته بود و اصلاً از خرید آن ضرر کردیم. بعد هم رفتند از کیهان شکایت کردند که چرا گفته‌اید چندصد کارگر این کارخانه بیکار شدند و غاصبان رشت الکتریک دنبال فروش زمین چند هزار متری کارخانه که اینک در وسط شهر رشت است و متری چند میلیون ارزش دارد، هستند! دنیای عجیب و غریبی است. یک روز کارخانه‌ای که روزی در منطقه سرآمد و تولیداتش مشهور بود را به نام همسران خود خریدند و آن را به متروکه‌ای شبه جنگ‌زده تبدیل کردند و امروز در حمایت از کارگران شرکت هفت‌تپه بیانیه صادر می‌کنند و از نحوه خصوصی‌سازی آن گلایه می‌کنند! در روزهایی که جمهوری اسلامی ایران در اوج اقتدار منطقه‌ای خود قرار دارد و همه راه‌ها به تهران ختم می‌شود، کشور درگیر دو جنگ نفس‌گیر در عرصه اقتصاد و فرهنگ است، مردم با مشکلات عدیده معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، آمریکا و فرانسه دست به دست هم داده‌اند تا کلاه گشاد دیگری برای ایران تدارک ببینند، ناگهان فرعی‌ترین مسائل به مسئله اصلی و شماره یک کشور بدل می‌شود. از رئیس‌جمهور گرفته تا معاونان و وزرا و عمله و اکره رسانه‌ای دولت با تمام قوا وارد میدان می‌شوند تا مسئله‌ای که خود بزرگ کرده‌اند و به جای اولویت‌های واقعی نشانده‌اند، حل کنند. بحران کارآمدی و محبوبیت با این شامورتی‌بازی‌ها حل نمی‌شود. اگر گوشه‌ای از این حمیت و انگیزه صرف مشکلات و مسائل واقعی مردم می‌شد، بی‌شک حال و روز امروز مردم بهتر از اینها بود. اگر صدایی هم در گوشه و کناری به پرسشگری بلند شود و بپرسد با آن همه وعده و وعیدی که دادید پس این چه وضع تورم و قیمت ارز و نرخ بیکاری و اجاره‌خانه و... است، هزار و یک بهانه جورواجور ردیف می‌کنند؛ از دولت پنهان گرفته تا کمبود اختیارات، کارشکنی رقبا، بدشانسی در روی کار آمدن ترامپ و... ابر و باد و مه و خورشید و فلک در ناکارآمدی آقایان دخالت دارند جز تصمیمات و عملکرد خودشان! حاشیه‌سازی یکی از موانع مهم و اصلی پیشرفت کشور طی دو دهه گذشته، به‌خصوص سال‌های اخیر بوده است. روندی که دشمنان جمهوری اسلامی نیز به شدت از آن استقبال کرده و در ساختن حواشی یا پر و بال دادن به آنها، نقشی مهم داشته و دارند. از دشمنان کشور و مردم انتظاری جز این نیست و جای ملامت ندارد اما از آنان که نان این ملت را می‌خورند و هلیم حواشی را هم می‌زنند باید پرسید آقایان و خانم‌ها شما چرا؟! ]]> سياست Sun, 15 Sep 2019 05:08:25 GMT http://www.mardom-news.com/news/110216/چرا-هلیم-حواشی-هم-می-زنند